خرید بک لینک
امروز طرفاي ١١ صبح رز جان اومد خونمون تا مشكل رياضيش رو از من بپرسه و من تا جايي كه تونستم كمكش كردم و با هم ديگه چند تا مسئله حل كرديم و همفكري كرديم براي راه حل هاشون :)

خودم رو كه وزن كردم از هر چي ناهار و شام بود دل زده شدم! رو اوردم به ميوه و سبزيجات! اين بود كه ظرف ناهار من شامل شد از : سيب، گوجه،پرتقال و سبزي جعفري! چه شود! خخخ :))

رز استرس زيادي داره و من سعس ميكنم بهش دلداري بدم. دوست دارم رزي :)

زنگ ادبيات استاد عزيز در مورد كولي ها و كولي هاي مختص شهرمون صحبت كردند. اينكه به ادم هايي گفته ميشه كه خلاف عرف جامعه عمل ميكنن و شوخ هستند.

امروز زنگ رياضي رزي مورد هدف استاد قرار گرفته بود . دام براش سوخت اما بهش گفتم دوره اي كه ما ها گذرونديم و براي تو هم ميگذره. به دل نگير :)

+ وقتي قولي ميديد عمل كنيد و بقيه رو در شرمندگي اشتباه تون فرو نبريد! (داستان من با مشاور عزيز!)

برچسب: دنیای این روزای من,میدونی این روزا حالم, نویسنده: محمد محبی تاريخ: سه شنبه 2 آذر 1395 ساعت: 8:14

صفحه بندی