
امروز طرفاي ١١ صبح رز جان اومد خونمون تا مشكل رياضيش رو از من بپرسه و من تا جايي كه تونستم كمكش كردم و با هم ديگه چند تا مسئله حل كرديم و همفكري كرديم براي راه حل هاشون :) خودم رو كه وزن كردم از هر چي ناهار و شام بود دل زده شدم! رو اوردم به ميوه و سبزيجات! اين بود كه ظرف ناهار من شامل شد از : سيب، گوجه،پرتقال و سبزي جعفري! چه شود! خخخ :)) رز استرس زيادي داره و من سعس ميكنم بهش دلداري بدم. دوست دارم رزي :) زنگ ادبيات استاد عزيز در مورد كولي ها و كولي هاي مختص شهرمون صحبت كردند. اينكه به ادم هايي گفته ميشه كه خلاف عرف جامعه عمل ميكنن و شوخ هستند. امروز زنگ رياضي رزي مورد هدف استاد قرار گرفته بود . دام براش سوخت اما بهش گفتم دوره اي كه ما ها گذرونديم و براي تو هم ميگذره. به دل نگير :) + وقتي قو...
ادامه مطلب
زیست : دانش اموز اتیسمی که به امپراطور بادها معروف بود ! - ترشی لیته ! :$ادبیات : تکنولوژی ذهنفیزیک : همه ی سیارات بر هم تاثیر میزارن . گردش سیارات به دور خورشید هم به خاطر جاذبه شونه ! - پارادوکس اسب و گاری جالب بود ! استاد گفت : این اسبه فهمید پس شما هم باید بفهمید ! :))کمی بعد از اشنایی با کادو و خنده رو : احساس راحتی :)نکته گیر و خنده رو : دلم سوخت که انقدر تو اون دوره زمانی سختی میکشن ! ژلوفن اخه ؟!بلاخره خنده رو رو راضی کردم بره دندان پزشک و یه چکاپ کلی بکنه خودش رو . ناخن هاش رو به من نشون داد و علائم کمبود آهن درش مشخص بود .نکته گیر از برنامه لاغر کردنش در تاب...
ادامه مطلب
- صبح در آسانسور هتل موسکو بودیم که یک پیرمرد و پیرزن وارد شدند و پیرمرد با لبخندی بر لب گفت : ola ! و ما هم درپاسخ سلام کردیم و اون ها هم سلام فارسی رو تکرار کردن ! بعد هم خودشون رو معرفی کردند و گفتند که از مکزیک اومدن . بشاش بودنشون چیزی بود که در بین روسی های خونسرد جلب توجه میکرد :)- کنار کلیسای سنت باسیل از مرد جوانی درخواست کردیم که از سه جهت مختلف از ما عکس بگیره و ایشون هم متواضعانه پذیرفت و وقتی ملیتش رو جویا شدیم گفت که از برزیل اومده و با خنده گفت که از اینجا دوره ! ما هم براش از عشق زیاد آبادانی های ایران به کشور و فوتبال برزیل گفتیم و بشاش بودن ایشون...
ادامه مطلب
عاقا اصن منو اين همه خوشبختي محاله ! :)) ساعت ٩ صبح همراه گروه حركت كرديم به سمت كرملين و ميدان سرخ . خوشبختانه موقعي كه ما رسيديم همزمان با اسكورت سربازان و برنامه اتش جاويدان بود كه به پاس مردماني كه در جنگ حضور داشتند انجام ميشد. جالبي اين مراسم به اين بود كه اسكورت دو سرباز بدون اهنگ نظامي انجام ميشد و بسيار منظم و مرتب بود و سرباز ها بعد از جايگيري حق هيچ گونه تكان خوردني را نداشتند حتي اگر غم انگيز ترين خبر جهان را به انان ميرسانند ، بايد عين چوب خشك يك جا مي ايستادند! در همان اطراف سكوهايي بودند كه ستاره دار بودند و اين به اين معني بود كه بيشترين كشت...
ادامه مطلب
باغ پترگف = بهشت روي زمين بعدا بيشتر درباره همه چيز توضيح خواهم داد ( ان شاالله) " باله درياچه قو" اهنگ چايكوفسكي كه در ابتدا در امريكا پخش و معروف ميشه و بعد در سن پطرزبورگ :) محشرررررررر...
ادامه مطلب
ديدار راننده قديمي سرويس مدرسه بعد از حدود سه سال ! فرودگاه بوشهر + تهران تيم پارس جنوبي ! (عسلويه) دختره با ارايشي كه كرده بود فكر ميكردم خيلي از من بزرگتر باشه و مامان هم تاييد كرد ولي سه سال ازم كوچيكتر بود ! :| زيست٢_فصل٢ + كلمات ادبيات + انگليسي بازي روپولي با ابجي و داداش و شكست سنگين من و نااميد نشدن تا اخرين ١٠٠ تومني و قلدر شدن داداش! خخخ عيد قربان -> شال سفيدم كنسل شدن هايپرماركت ( مامان : خير نبوده) پياده روي در خيابان من : شعبه برند كمرون زيگزال ؟ ... ابجي : خريدهاشون اينترنتي فقط ! من : دلم هدفون ميخواد الان ! نگاه خنده دار اون پسر كوچولو كه بستني ...
ادامه مطلب
استراحت بین درس زنگ فیزیکمن : کادو دوست دارم بغلت کنم !کادو : عزیزم :) + بغلپایان مدرسه من : هم اسمم دوست دارم بغلت کنم !هم اسم : باشه + بغل ! :)من : کادو دوست دارم یک بار دیگه بغلت کنم :)کادو : باشه عزیزم + بغل :)من : تَرک میشه بغلت کنم ؟تَرک : باشه ! + بغلمن : یک بار دیگه هم میشه ؟ ببخشیدا تَرک : ببخشید هم میگه ! + بغل در دلم : دوست داشتم روز آخری بیشتر از اینا بغلتون میکردم ولی برید خونه که میدونم همه خسته اید :)...
ادامه مطلب