.

متن مرتبط با «ترجمه داستان اندوه آنتوان چخوف» در سایت . نوشته شده است

اندوه - آنتوان چخوف

  • نیلوبلاگ

    چشمان یوآن با اضطراب چون چشم انسان زجر كشیده و شكنجه دیدهای در میان جمعیت كه در پیادهروهای خیابان ازدحام میكنند مینگرد. راستی بین این هزاران نفر كه بالا و پایین میروند حتی یك تن هم پیدا نمیشود كه به سخنان یوآن گوش بدهد؟ ولی جمعیت بیآنكه به او توجه داشته باشد و به اندوه درونیش اعتنایی كند در حركت است... اندوه وی بس گران است و آن را پایانی نیست. اگر ممكن بود سینه یوآن را بشكافند و آن اندوه طاقتفرسا را از درون قلبش بیرون كشند شاید سراسر جهان را فرا میگرفت، اما با وجود این نمایان نیست و خود را طوری در این حفره كوچك پنهان ساخته است كه حتی موقع ...

    ادامه مطلب
  • دفترچه خاطرات یک دوشیزه - آنتوان چخوف

  • نیلوبلاگ

    آه مردها ! چقدر شما ظالم و بدجنس و در عین حال موجودی عالی و دوست داشتنی هستید !...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    ترجمه داستان اندوه آنتوان چخوف | دفترچه خاطرات یک بی عرضه | دفترچه خاطرات یک بی عرضه فیلم | دفترچه خاطرات یک بچه چلمن | دفترچه خاطرات یک کلاغ | دفترچه خاطرات یک بی عرضه چله تابستون | دفترچه خاطرات یک داعشی | دفترچه خاطرات یک خون آشام | دفترچه خاطرات یک دوشیزه | دفترچه خاطرات یک بچه لاغر