
به نظر من اه كه ميكشي اون هواي به قولا الوده (co2 بيشتر o2) رو زودتر از بدنت خارج ميكني كه حالت بهتر بشه ... اكسيژن برسه به اون سلول هات و كم كم مغزت هم بيشتر به كار بيوفته و شروع كني به پرسيدن سوال هاي مختلف از خودت . حديث نفس هات افزايش پيدا ميكنه و انگار يك صندلي براي متهم و يك صندلي براي قاضي در مغزت رديف و ميكني و قسمت جالبش اينه كه روي هر دوي صندلي ها خودت نشستي و همين باعث سختي و سردرگمي بيشترت ميشه . روي دو تا صندلي ميشيني و سوال ها بي مقدمه شروع ميشن : قاضي : چرا ؟ من : كمي فرصت فكر كردن به من بده قاضي جان :) قاضي : چرا تو ؟ من : اما من هنوز دارم به سوال قبليت فكر ميكنم ... قاضي : ديدي وقتت رو سوزوندي ، حروم كردي ، رفت ؟ چرا ؟ من : مجبورم سوال هاي قبليت رو بعدا جواب بدم تا به سرعتت ...
ادامه مطلب
ميليون ها نفر سقوط سيب را ديدند اما فقط براي نيوتن سوال پيش امد!"برنارد باروك"...
ادامه مطلب
صبح زود از خواب بیدار میشم و بعد از خواندن نماز و زدن مسواک میرم که یک صبح پر انرژی دیگه رو آغاز کنم :)برنامه ی جالب دو بر روی تردمیل که دیشب از اینترنت گرفته بودم رو بر روی برگه ی A4 یادداشت میکنم تا اون رو مقابل چشمم و کنار تردمیل قرار بدم . کمی روغن مخصوص به زیر تسمه اصلی تردمیل میزنم به قول داداش روی سرعت زیاد میزارم که حل بشه ! در کیلومتر های 4 به بالا تسمه اصلی کمی لیز میخوره و مجبور به استفاده از دستگیره میشم . با اینکه برنامه برای آدمی با 90 کیلوگرم وزن نوشته شده بود ولی چون تحرک زیادی داشت راضی به انجامش میشم . 10 دقیقه اول که گرم کردن با شیب و کیلومتر ...
ادامه مطلب
درسته که میگن " خنده بر هر درد بی درمان دواست " اما نه برای درد ِ بزرگ شخصیتی آدم عقده ای که از کمبود توجه و یا بلعکس توجه زیادی که باعث مغرور شدنش شده شروع به مسخره کردن دیگران میکنه و از اینکه در ضایع کردن دیگران مهارت داره احساس خوبی بهش دست میده ! این آدم ها رو ولشون کنید . مغز کوچیک شون اونقدری جا نداره که درست و غلط رو از هم تفکیک کنه و وقتی میبینه که میگن خنده خوبه دنبال استثنا هاش نمیره و هر خنده ای رو در هر زمان و هر جا و رو به روی هر کسی جایز میدونه ! . . ....
ادامه مطلب
- صبح در آسانسور هتل موسکو بودیم که یک پیرمرد و پیرزن وارد شدند و پیرمرد با لبخندی بر لب گفت : ola ! و ما هم درپاسخ سلام کردیم و اون ها هم سلام فارسی رو تکرار کردن ! بعد هم خودشون رو معرفی کردند و گفتند که از مکزیک اومدن . بشاش بودنشون چیزی بود که در بین روسی های خونسرد جلب توجه میکرد :)- کنار کلیسای سنت باسیل از مرد جوانی درخواست کردیم که از سه جهت مختلف از ما عکس بگیره و ایشون هم متواضعانه پذیرفت و وقتی ملیتش رو جویا شدیم گفت که از برزیل اومده و با خنده گفت که از اینجا دوره ! ما هم براش از عشق زیاد آبادانی های ایران به کشور و فوتبال برزیل گفتیم و بشاش بودن ایشون...
ادامه مطلب
"فروشگاه گالريا" تكنو دنسر ها همراه با پخش اهنگ توسط دي جي در فروشگاه اديداس -> براي اولين بار از نزديك ديديم ! اولين فروشنده روسي با لبخندي عريض و روابط اجتماعي خوب! -> برق ناخن طبيعي ! فقط ماهي مك دونالد حلاله اينجا ! خخخ -> بادمجان با برنجان خورديم ! نوش جانمان ! :) ...
ادامه مطلب
ایون : امشب میبینمت ؟ریک : من هیچ وقت برای اینده ای انقدر دور برنامه نمیریزم !...
ادامه مطلب