
- صبح در آسانسور هتل موسکو بودیم که یک پیرمرد و پیرزن وارد شدند و پیرمرد با لبخندی بر لب گفت : ola ! و ما هم درپاسخ سلام کردیم و اون ها هم سلام فارسی رو تکرار کردن ! بعد هم خودشون رو معرفی کردند و گفتند که از مکزیک اومدن . بشاش بودنشون چیزی بود که در بین روسی های خونسرد جلب توجه میکرد :)- کنار کلیسای سنت باسیل از مرد جوانی درخواست کردیم که از سه جهت مختلف از ما عکس بگیره و ایشون هم متواضعانه پذیرفت و وقتی ملیتش رو جویا شدیم گفت که از برزیل اومده و با خنده گفت که از اینجا دوره ! ما هم براش از عشق زیاد آبادانی های ایران به کشور و فوتبال برزیل گفتیم و بشاش بودن ایشون...
ادامه مطلب
باغ پترگف = بهشت روي زمين بعدا بيشتر درباره همه چيز توضيح خواهم داد ( ان شاالله) " باله درياچه قو" اهنگ چايكوفسكي كه در ابتدا در امريكا پخش و معروف ميشه و بعد در سن پطرزبورگ :) محشرررررررر...
ادامه مطلب
ديدار راننده قديمي سرويس مدرسه بعد از حدود سه سال ! فرودگاه بوشهر + تهران تيم پارس جنوبي ! (عسلويه) دختره با ارايشي كه كرده بود فكر ميكردم خيلي از من بزرگتر باشه و مامان هم تاييد كرد ولي سه سال ازم كوچيكتر بود ! :| زيست٢_فصل٢ + كلمات ادبيات + انگليسي بازي روپولي با ابجي و داداش و شكست سنگين من و نااميد نشدن تا اخرين ١٠٠ تومني و قلدر شدن داداش! خخخ عيد قربان -> شال سفيدم كنسل شدن هايپرماركت ( مامان : خير نبوده) پياده روي در خيابان من : شعبه برند كمرون زيگزال ؟ ... ابجي : خريدهاشون اينترنتي فقط ! من : دلم هدفون ميخواد الان ! نگاه خنده دار اون پسر كوچولو كه بستني ...
ادامه مطلب
چشمان یوآن با اضطراب چون چشم انسان زجر كشیده و شكنجه دیدهای در میان جمعیت كه در پیادهروهای خیابان ازدحام میكنند مینگرد. راستی بین این هزاران نفر كه بالا و پایین میروند حتی یك تن هم پیدا نمیشود كه به سخنان یوآن گوش بدهد؟ ولی جمعیت بیآنكه به او توجه داشته باشد و به اندوه درونیش اعتنایی كند در حركت است... اندوه وی بس گران است و آن را پایانی نیست. اگر ممكن بود سینه یوآن را بشكافند و آن اندوه طاقتفرسا را از درون قلبش بیرون كشند شاید سراسر جهان را فرا میگرفت، اما با وجود این نمایان نیست و خود را طوری در این حفره كوچك پنهان ساخته است كه حتی موقع ...
ادامه مطلب
شوخ طبع : بچه ها یک روز باهم بریم بیرون دورهمی !ترک : آررررره روز آخر مدرسه ! :)ما : اووووو کو تا آخر مدرسه ؟!ترک : دیوونه ها روز آخر مدرسه تو تابستان رو میگم !من : آهان ! خب اینطوری عالیه ! بریم فلان کافه ! :)سپس استاد زبان انگلیسی وارد میشود . . .+ استاد فیزیک دیگه فامیلی مو صدا نمیزنه ! همش میگه خانم دکتر ! ...
ادامه مطلب
آه مردها ! چقدر شما ظالم و بدجنس و در عین حال موجودی عالی و دوست داشتنی هستید !...
ادامه مطلب